درباره آموزش عالی بین المللی
نويسنده:
علي سعادت پناه
آموزش، صنعتی است با سرعت تقاضا برای تحصیل در دوره های آموزش عالی در سراسر دنیا رو به افزایش است. در کشور های ثروتمندی مانند انگلستان، تعداد دانشجویان دانشگاه ها هر سال زیاد تر می شود و کماکان امکان تحصیل برای تمام افرادی که متقاضی آن هستند، وجود ندارد. امروزه خانواده های ثروتمند در اقتصاد هایی مثل چین و هند که به سرعت در حال رشد هستند، می توانند فرزندان خود را برای تحصیل روانه دانشگاه کنند، اما نهاد های آموزشی دارای کلاس جهانی در این کشور ها بسیار انگشت شمارند. دانشجویان این کشور ها، چه به این دلیل که نمی توانند آن چه می خواهند را در کشور خود پیدا کنند و چه به این خاطر که آن چه در کشور های خارجی می یابند را ترجیح می دهند، بیش از پیش روانه این کشور های ثروتمند شوند. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (او ای سی دی) که هسته ای مشورتی برای کشور های ثروتمند دنیا است، خاطرنشان می سازد که در سال ۱۹۸۰ بیش از یک میلیون دانشجو در دانشگاه های خارج از کشور زاد گاه خود ثبت نام کرده بودند. این رقم، دو دهه بعد تقریبا دو برابر و کمتر از یک دهه بعد، سه برابر شده بود.
رشد بالا که انگلستان در آن سرآمد است. در این بین، چه چیزی می تواند مشکل آفرین باشد؟
نويسنده:
علي سعادت پناه سرعت و دامنه تاثیر گذاری این رسانه ها بر حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی چنان عظیم و انکارناپذیر است که هرگونه تردیدی در به کارگیری و استفاده از آن ها لطمات جبران ناپذیری بر منافع ملی و پرستیژ بین المللی یک کشور می گذارد. در این میان نقش دولت و متولیان امور رسانه ای و تعامل آن ها با دیپلمات ها و نهاد سیاست خارجی به خوبی مورد نیاز است. به دلیل این تاثیرگذاری ادبیات سیاست خارجی و حوزه کارکردی آن هم تغییر کرده است. ورود اصطلاحاتی چون دیپلماسی دیجیتالی، سایبر دیپلماسی، تله دیپلماسی، دیپلماسی رسانه ای و... از جمله این تاثیرگذاری هاست. سوال این است که دامنه این تاثیرات تا کجاست و اصولا رابطه رسانه ها و دیپلماسی چیست؟ و در این مورد به خصوص دیپلماسی دیجیتالی چیست؟ رابطه و تاثیر آن با دیپلماسی سنتی و عمومی چیست؟ تا چه حد می توان به این نوع دیپلماسی اطمینان کرد؟ آسیب ها و مزایا و معایب آن چیست؟
نويسنده:
علي سعادت پناه دولت ایالات متحده آمریکا پس از اینکه تمامی تحریم ها و تهدیدهای خود علیه جمهوری اسلامی را در بن بست کامل و نقشه های خود را نقش بر آب دیده است و به این نتیجه قطعی رسیده که دیپلماسی بین المللی در ایجاد اجماع جهانی علیه ایران اسلامی در دنیای امروز دیگر به هیچ عنوان امکان پذیر نیست، به «دیپلماسی دیجیتال» یا «دیپلماسی رسانه ای» علیه کشورمان روی آورده است. به بیان دیگر باید گفت دولتمردان آمریکایی هنگامی که دریافتند در دنیای حقیقی نمی توانند بر عزم و اراده ایرانیان در رسیدن به قله های پیشرفت و توسعه همه جانبه خدشه ای وارد کنند، دست به دامان دنیای مجازی شده و تمام تلاش و توان خود را معطوف به این مسئله کرده اند که به هر قیمتی شده جمهوری اسلامی را مورد حمله رسانه ای قرار دهند. بر همین اساس نبرد رسانه ای با دایر شدن صدها هزار شبکه ماهواره ای و سایت های خبری اینترنتی فارسی زبان آغاز شده است که از آن به عنوان جنگ نرم یاد می کنیم. اما این دیپلماسی رسانه ای دشمن در یک سال و نیم اخیر و پس از حوادث انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری سال گذشته ابعاد جدیدتر و میدانهای وسیع تری را شامل شده و به نوعی می توان گفت که دشمن با ملاحظه برخی آشوب گری ها و فتنه انگیزی فتنه گران داخلی در این مدت بسیار امیدوار شده تا شاید از این راه بتواند به جمهوری اسلامی ضربه وارد کند.
نويسنده:
علي سعادت پناه پس از پایان جنگ سرد اندیشمندان حوزه های استراتژیک در استدلال های خود تلاش می نمودند با ترسیم فضای آینده جهان، روش های مختلفی را برای حفظ قدرت کشورهای غربی با تغییر روش های گذشته پیشنهاد نمایند. در اکثر اظهار نظرهای اندیشمندان آن روزهای حوزه سیاست ادامه روند سنتی(کاربرد نیروهای نظامی) برای حفظ قدرت اشتباه دانسته شده است. به طور مثال پال راجرز در کتاب زوال کنترل می نویسد: به دلیل تغییرات اساسی بوجود آمده در جهان باید پارادایم امنیتی غرب تغییر کند. لذا به کارگیری واژه قدرت نرم از آن زمان متداول شده و واژه هایی از جنس قدرت اقناعی در نوشته های گالبرایت، قدرت هژمونیک در نوشته های گرامشی و فوکو را می توان شاهدان خوبی برای این ادعا قلمداد نمود.
نويسنده:
علي سعادت پناه محسن مخملباف با چنین ادعایی روی سن رفت تا با دریافت جایزه«آزادی برای خلق هنری» و تقدیم آن به آقای منتظری به عنوان پدر معنوی فتنه سبز ایران، فریاد دموکراسی خواه مردم کشورمان را به گوش جهانیان برساند. فعالیت های وی که البته جایزه جشنواره حقوق بشر نورنبرگ آلمان را نیز به مهدی کروبی به دلیل طرح ادعای دروغین «تجاوز در زندان های ایران» تقدیم کرده بود در کنار تلاش دخترانش و عده ای دیگر از هنرمندان در تظاهر به فعالیت برای حقوق بشر و حمایت از مردم ایران طی ماه های اخیر حکایت جنگ نرم دیگری است که دشمنان ایران اسلامی ترتیب داده اند تا به زعم باطل خود زمینه برانداز ی نظام اسلامی که ریشه در باورها و عقاید مردم دارد را هموار سازند. مطابق اعتراف بسیاری از کارشناسان و بنابر شواهد موجود حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته را می توان در قالب سناریوی کودتای مخملین تحلیل کرد.
سایبر دیپلماسی، تله دیپلماسی...
اگر قرن نوزدهم تا نیمه اول قرن بیستم را عصر صنعت و نیمه دوم قرن بیستم تا پایان آن را عصر اتم بنامیم به جرات می توان قرن جدید را عصر پیام و رسانه نامید. می توان گفت که وسایل ارتباط جمعی و در راس آن ها رسانه های دیداری و شنیداری نقش تعیین کننده ای را در شکل گیری سیاست خارجی و سرنوشت جوامع بازی می کنند. در این میان هر روز بر تنوع و کارکرد رسانه ها افزوده می شود و در ربع آخر قرن بیستم و آغازین سال های قرن بیست و یکم، پدیده اینترنت و فتاوری های نوین ارتباطی چنان تحول عظیمی را در همه حوزه های زندگی بشر ایجاد کرده اند که در تصور نمی گنجد.
دیپلماسی دیجیتال ترفند نوین غرب
استراتژی امنیت نرم در جامعه
جنگ سبز مخملی روی فرش قرمز!
« هر جایزه ای دریافت می کنم، برایم فرصتی فراهم می کند تا طنین صدای آنها - فتنه گران سبزپوش- را به گوش جهانیان برسانم؛ صدائی که دموکراسی برای ایران و صلح برای دنیا را طلب می کند.»

